كدام تبلیغ، در چه رسانهای و با چه بودجهای شركتها وسازمانها را به اهداف خود نزدیكتر میسازد؟
برای پاسخ به این سوال میبایست مقایسهای از یك طرف بین شركتهای تبلیغاتی و از طرف دیگر ما بین رسانههای مختلف انجام پذیرد. اما برای هر مقایسه، شاخصهایی مورد نیاز است و در حقیقت این شاخصها هستند كه نشان دهنده عملكرد یك رسانه نسبت به رسانهای دیگر و یا یك شركت تبلیغاتی در مقایسه با شركت دیگر میباشند. شاخصهای مورد استفاده برای این منظور در واقع همان نتایج مورد انتظار تبلیغ دهندهاند. بطور كلی می توان گفت كه هر شركت تبلیغاتی و یا رسانهای كه تبلیغ دهنده را به اهداف تبلیغاتی خود نزدیكتر سازد، انتخاب مناسبتری تلقی خواهد شد. از این جا می توان به نقش و اهمیت تعیین هدف در برنامهریزی تبلیغاتی یك شركت پی برد. چرا كه قبل از هر اقدامی تبلیغ دهنده میبایست مشخص نماید كه دقیقاً هدفش از تبلیغ چیست. تعیین دقیق اهداف به تبلیغ دهنده كمك میكند تا بتواند از این اهداف بعنوان راهنمایی برای تعیین میزان درستی اقدامات انجام گرفته استفاده نماید.
هدفگذاری در واقع سرنخی است كه در فرایند تبلیغاتی اكثر سازمانها و شركتها گم شده است. در شرایطی كه تبلیغدهندگان نمیدانند دقیقاً قرار است چه نتیجهای از تبلیغات خود بگیرند، انتخاب هر رسانه و یا شركت تبلیغاتی، انتخاب اشتباهی نخواهد بود. كسی كه هدفی ندارد، هرگز گم نمیشود!
بنابراین اولین قدم در برنامهریزی تبلیغات، هدفگذاری تبلیغات و یا به عبارتی دیگر تعیین هدف از انجام تبلیغ است...
نوشته شده توسط
امیر بختائی
در پنجشنبه 13 بهمن 1384